احمد بن محمد حسينى اردكانى

443

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

به مشاهده ممتاز نگردد ، زيرا كه مبصر شبح است و منطبع در عين ، و حال شبح از آنكه از بعيد منطبع گردد يا از قريب مختلف نمىشود ، لكن احساس به قرب و بعد حاصل است . و جوابش : آن است كه مىتواند شد كه صورت مسافت قريبه و بعيده نيز منطبع گردد . حجّت سوم : اگر إبصار به انطباع صور در جليديّه باشد بايد كه ما آن صورت منطبعه را در موضع معيّنى از جليديّه مشاهده نماييم ، مانند آنكه هر گاه عكس خضرتى يا حمرتى بر جايى افتد ، ما آن را در همان جا مشاهده مىنماييم . و در جليديّه بر خلاف آن است ، زيرا كه در هر موضع كه شخص در جليديّه ناظر نظر مىكند صورت منطبعه را در جايى ديگر مىبيند . و اين حجّت بر نفى انطباع به هيچ وجه دلالت ندارد ، بلكه اقوى دليلى است براى اصحاب انطباع . حجّت چهارم : آن است كه فاعل جسمانى نمىتواند كه در جسم بعيد عمل نمايد مگر بعد از آنكه در جسم قريب عمل كرده باشد ، پس اگر مرئى لون مخصوص و شكل مخصوص را در عين حاصل كند بايد كه اوّل آن را در هواى متوسّط حاصل گرداند ، و حال آنكه چنين نيست . و جوابش : آن است كه بر فرض تسليم آن مقدّمه در جايى صورت مىگيرد كه در متوسّط استعداد قبول آن فعل بوده باشد ، [ 387 ] و در اينجا آن استعداد نيست . و جالينوس حجّتى ديگر در نفى انطباع ذكر كرده است كه مستمع را از استماع آن خنده مىگيرد . و آن حجّت اين است كه اگر از مبصر شبح به سوى جليديّه رود بايد كه به طول زمان آن مبصر ناقص و مضمحل گردد . « 1 » و امّا ادلّهء قائلين شعاع نيز چند دليل است : اوّل : آنكه كسى كه شعاع بصرش كم است قريب را بهتر ادراك مىنمايد از بعيد ، و كسى كه شعاع بصرش بسيار و غليظ است بعيد را از قريب بهتر مىبيند ، زيرا كه شعاع از حركت در مسافت بعيده به حسب رقّت و صفا مىكند و اگر ابصار به انطباع باشد بايد كه

--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 8 ، ص 178 - 191 ( با تفاوت ) .